X
تبلیغات
رایتل

امروزه تابلوهای تبلیغاتی درانواع مختلف نقش بسیار بزرگی در تبلیغات را بر عهده دارند. در این میان استفاده از گرافیک به عنوان علمی تأثیرگذار و هنری همه فهم می‌تواند در این راه بسیار مؤثر واقع شود.

اما تابلو‌های تبلیغاتی چگونه این مهم را انجام می‌دهند و چگونه می‌توانند در ظرف چند ثانیه توجه مخاطب را به خود جلب، محصول را به او معرفی و پیامشان را به خاطرش بسپارند. یقیناً رسیدن به این سطح از تأثیرگذاری نیازمند دقت و تلاش فراوان در بکار بردن اصول علم گرافیک و رنگ شناسی و همچنین علومی دیگر مانند جامعه شناسی، روانشناسی و ... است.

نکته‌ای که گرافیک را از سایر هنرها متمایز می‌کند و موجب می‌شود که در این حجم از آن استفاده شود تفاوت گرافیک با بسیاری هنرها است. از این نظر که در هنرهای دیگر هنرمند الزامی ندارد که همه پیام او را درک کنند. او افکارش را به وسیله هنر تبلور می‌بخشد اما اجباری ندارد که پیامش همه‌فهم باشد و شاید تنها افراد اهل فن بتوانند بدان یا بخشی از آن دست پیدا کنند. امّا در گرافیک هنرمند می‌بایست پیامش را به وضوح و روشنی انتقال دهد و حتی گاهی بدون اینکه مخاطب بداند و یا تلاشی بکند او را تحت تأثیر قرار دهد. بدون در نظر گرفتن حالات ، فرهنگ‌ها و سطح سواد عموم.

یک عنصر گرافیکی می‌تواند به دو صورت حاوی معنا باشد. یکی از راه معنای خاصی است که در سمبلها و رمز‌ها است و دیگر از طریق تجربیات یکسان و مشترک ما از محیط اطراف که باعث تداعی معانی از یک عنصر گرافیکی می‌شود.

به عنوان مثال: بالا، پایین، آسمان آبی، درختان قائم، ماسه های ریز، آتش قرمز و زرد و نارنجی و امثال اینها که  واکنش یکسانی نسبت به معنای آنها از خود نشان می‌دهیم.

در مجموع می توان گفت: یک تابلوی تبلیغاتی خوب دارای ویژگیهایی است که برخی از آنها خارج از کادر تابلو بوده و در اختیار گرافیست و طراح آن نیست و برای آنکه حداکثر مطلوبیت در کار حاصل شود لازم است کلیه شرایط پیرامونی و درونی تابلو محقق گردند تا بالاترین تأثیر را در اذهان از خود به جای بگذارد.

بنابراین اولین شرط داشتن یک تابلوی تبلیغاتی خوب وجود زمینه مناسب در بافت شهری و پیش بینی محل‌های مخصوص برای بیلبورد، بنر، پوستر، پلاکارد و... است.

 معماری شهرنیز یکی دیگراز شرایط پیرامونی برای جلوه دادن هرچه بیشتر به کارهای گرافیکی است.یقیناً ساختار شهری بی‌نظم و بی‌قاعده، تابلوی تحقیقاتی را اگر چه بسیار قوی وبی نقص باشد لوث کرده وموجب می‌شود توجه کمتری از جانب مخاطب بدان معطوف گردد.

هنر به لحاظ تاثیر وعمقش بر زندگی انسان نمی تواند مختص به مکان و زمان یا عده‌ای خاص باشد . بسیاری از کسانی که برای دیدن آثار هنری به موزه یا نمایشگاه می‌روند از زشتی تکان‌دهنده محیط زندگی خود هیچ شکایتی نداشته وحتی اصلاً به آن توجه نمی‌کنند . این در حالی است که هنر می تواند با توانایی‌هایش بسیارتاثیرگذارتر از وضعیت کنونی در زندگی روزمره باشد .

کارشناسان می گویند یک تابلوی تبلیغاتی خوب حداقل باید 6 ثانیه در دید مخاطب باشد تا بتواند پیامش را انتقال دهد. از طرفی نصب بی‌برنامه وبیش از حد بیلبورد وتابلو نیز می تواند این وسیله ارتباطی را در دید عموم تکراری وبی‌اهمیت جلوه دهد حال آنکه در برخی کشورها جایگاههای مشخصی برای نصب پوسترها وسایر تابلوهای تبلیغاتی وجود دارد.

 نکته دیگری که طراحان گرافیک باید به آن توجه داشته باشند اهمیت دادن به نوآوری و پرهیز از کلیشه است. صرف جای دادن تعدادی تصویر ومتن در یک تابلو و استفاده از رنگهایی با جذابیت کاذب قطعاً نمی‌تواند هدف مجری تبلیغات را محقق نماید . طراح می‌بایست حداکثر توان خود را بکار گیرد تا با خلاقیت واستفاده از انواع فنون، حداکثر توجه را به کار خود جلب نماید .

در واقع می‌توان گفت طراح آزاد است که به هر سبک وسیاقی که می‌تواند جلب توجه نماید  و در سایه‌ی این توجه پیامش را انتقال دهد . او می تواند تمام اصول وفنون طراحی کلاسیک را برای جلب توجه تغییر دهد اما این کار او نباید :

۱. جذابیت کارهایش را از بین ببرد

۲.موجب لطمه زدن به محتوای تابلو شود

استفاده از ترکیب‌هایی مانند متعادل وناپایدار،  متقارن ونامتقارن،  ساده و پیچیده،  وحدت پراکندگی، پرتحرک وآرام ، تلویح  و بی‌پردگی، بی طرفی وتأکید و بسیاری دیگر می‌تواند در این جهت به طراح گرافیک کمک کند .

حقیقت این است که یکی از خطراتی که ارتباط بصری ویا بطور کلی هنر را تهدید می کند ایجاد حالات کسالت بار ویکنواخت است. چشم وذهن ضمن علاقه به هارمونی وهماهنگی؛ به محرک ها وعوامل تهییج کننده نیز نیاز دارد .

همچنین باید توجه داشت هنر گرافیک نشان دادن عین واقعیت وهویت سوژه نیست و تصاویر گرافیکی بیش از تصویر‌سازی های توصیفی از اشیاعی هستند که می بینیم یا تجسم می کنیم. آنها مجموعه های تصویری هستند که محتوای آن مفهومی ویژه و هویتی جدید می سازند. این مطلب در به کار بردن واژه ها نیز صادق است. کلمه یا جمله هنگامی که به عنوان یک گفتار ثبت شود میزان زیادی از تاثیر خود از دست می دهد. طراحان معاصر سعی می کنند به کمک اندازه کلفتی ، نازکی وموقعیت حروف به حروف چینی قدرت بیان ببخشند به عبارت دیگر علاوه بر معنی تحت النظی متن . پیامی را نیز از شکل ظاهری آن القاء نمایند .

این سبک که برای اولین بار در ایتالیا باب شد را فتوریسم گویند. فتوریسم هنر استفاده از کلمات به صورتی است که علاوه بر معنای کلمه نحوه بکار بردن آن، معنی خاصی را در ذهن بیننده القاء نماید.

یکی دیگر از نکاتی که باید در طراحی گرافیک مدنظر قرار گیرد انتقال پیام نه به صراحت بلکه در لفافه است. در واقع اگر چه بهتر است پیام به صورت غیر مستقیم و با استفاده از صنایعی همچون ایهام ، کنایه ، استعاره و ... در تابلو جای گیرد ولی نباید از اصل انتقال پیام، به راحتی هر چه تمام تر نیز غافل شد.

موضوع ومحتوای اثر بصری نیز یکی دیگر از شاخصه های برجسته سازی آن است . این عامل به حدی مهم است که به جرأت می توان گفت حلقه‌ی واصل سایر عناصر بصری است. بدین صورت که محتوا وموضوع می‌تواند با جذابیت واستفاده صحیح نقش بسیار عمده‌ای در هماهنگ نمودن عواملی همچون رنگ ، شکل ، کمپوزوسیون و... داشته باشد.

موضوع اثر جان وهویت آن است که البته با استفاده از عوامل دیگر در تجلی یافتن آن وبرجسته سازی‌اش تلاش می‌شود . انتخاب موضوعات بدیع وجالب ، پرهیز از کلیشه و تکرار، استفاده از عناصر بومی و محلی ، طنز و ... می تواند به این اصل کمک شایانی بکند.

موضوع مهم بعدی رنگ تابلو است که در پست بعدی نیز به آن می‌پردازیم